جونم واسه تون بگه که دنیاست و بالا پاییناش. خیلی وقته نیومدم. خب البته تو دنیای مجازی یه روز که نباشی فراموش میشی چه رسد به یکسال و اندی ...

بگذریم دوستان.

بزار بپردازیم به زندگی البته کوتاه!

به قول ما کامپیوتری ها یه حلقه While بی نهایت هستش که گویا با ایست قلبی، شهادت، چه میدونم صانحه یا هرچی، برنامه ی زندگی از این حلقه میاد بیرون و در نهایت End میشه و خِلاص. 

اما داخل این حلقه چه دستوراتی برای اجرا نوشته میشه، گویا دست خود آدمه.

خب این رو باید بگم هر کاری که تو زندگی انجام میدیم در هر لحظه، خودش باعث میشه یه سری تجربه های جدید داشته باشیم و مسیر زندگیمون شاید کاملا عوض بشه.

میدونم! میدونم! میدونم که حرفام به نظر کلیشه ای میاد و به قول گفتنیا گوشتون ازین حرفا پُره !!! ولی خب از این همه مقدمه چینی هدفم این بود که اینو بگم: گاهی فرصت جبران بعضی اشتباهات برای آدم پیش نمیاد و همینطور جبران بعضی اشتباهات به بهای تلف شدن کلی زمان.

زمانی که اسمش رو جوونی میزارن بعضیا. گرچه دوستم میگه ما اصلا نفهمیدیم این جوونی یعنی چی !!! ولی خب به قول خودم "Agent"  بودن هر چیزی بهتر از نبودنشه. پس اینکه جوون باشی، بهتر از اینه که تو پیری حسرتش رو بخوری ...

میدونم خیلی کلی و توی چند بخش نوشتم ولی نوشتن همین متن کوتاه بهتر از ننوشتنشه!

به گفته ای: شاد و پیروز باشید./